نوشتن سخت میشه

بسم اللّه الرحمن الرحیم
این پست رو با بسم اللّه الرحمن الرحیم شروع کردم چون میخوام یه کاری رو توی وب نویسیم با جدیت شروع کنم میخوام از این به بعد کمتر پست شخصی بنویسم و اینکه توی پست هام اسم نیارم که اگر روزی روزگاری با کسی از وبلاگ انقد صمیمی شدم که دیدشون ذهنیتی به کس خاصی نداشته باشه :دی اینم برای این میگم که من نود درصد دوستای مجازیم رو خونه مون دعوت کردم بعد یه مدت و خب شاید بین دوستای وبلاگیمم چنین بشه مثلا یه روزی روزگاری در سال 96 نسیم تهران دانشگاه قبول شه بیاد خونه ما یا روزی روزگاری ونوشه گول بخوره بیاد :)) یا شیخنا شباهنگ یا... خلاصه که دوست ندارم ذهنیتی باشه حداقل از نوع خیلی بد و یا حتی خیلی خوبش
به غیر از این حس میکنم خیلی از غم نوشتن درسته باعث میشه آروم شم و خالی شم خودم ولی اولا بقیه رو ناراحت میکنه که خب خوب نیست چه اونی که دوستمه چه اونایی که رو اعصاب میرن چون دوستا ناراحت میشن و اونا هی میخوان برن رو اعصاب که ناراحتی الانت نتیجه کار فلان روزته
وقتی از شادی هم بنویسم اثبات شده یه عده ای هستن که دلشون میخواد! و خب شاید باعث حسرت شه خصوصا یک چیزایی درباره پدرم، میترسم بنویسم بعد یکی بخونه و پدرش نباشه یا بد باشه دلش بخواد دلش بگیره و خب این چیزیه که دست خودشم نیست (این نکته رو یکی چند سال پیش بهم گفت ولی خب من آدم حسابش نکردم حالا سر یه تجربه شخصی و البته یکم متفاوت دیدم حق با اونه آدم هر چقدرم حسود نباشه یه جاهایی یه چیزایی رو ممکنه دلش بخواد و دلش بگیره که چرا نمیتونه داشته باشه) 
خلاصه که میخوام یکم سخت گیرانه تر بنویسم و براش دلایلی هم دارم که شاید یکسری ها تایید کنن و یکسری ها هم بگن کار غلطیه ولی تجربه ی ترک این وبم بخاطر اعصاب خردی های بعد دورهمی فهمیدم هر کس یه نظری داره و یکسری هام کلا ساز مخالفن و نباید اهمیت داد و درست اینه کاری رو انجام بدی که خودت قبول داری درسته
التماس دعای فرج
در پناه حق باشید
یا مهدی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.